تبليغاتX
سامان
  عزیزا کاسه چشمم سرایت   میان هر دو چشمم جای پایت
 
از آن ترسم که غافل پا نهی تو   نشیند خار مژگانم به پایت
 

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟

آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی !!!

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

***   مادر دوستت دارم   ***

 
 

عشق با روح شقايق زيباست   عشق باحسرت عاشق زيباست

عشق با نبض دقايق زيباست   عشق با زهر حقايق زيباست

عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

 

***   مادر دوستت دارم   ***

 

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

***   مادر دوستت دارم   ***

 

 ***   مادر دوستت دارم   ***

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 15:55  توسط سامان  | 

مادر

ای مادرم چه پاکست

آغوش پر زمهرت

تو چون فرشته پاکی همچون خدا مقدس

آغوش پر زنازت

گهوارهء جهانست بس نرم و مهربانست

آغوش تو مکانيست زيبا تر از دو. گيتی

مادر مرا به ياد است

هر ناز و هر گپ تو

آن رنج هر شب تو

در مشرق عشق دشت خورشید تویی

در باغ نگاه یاس امید تویی

در بین هزار پونه آن کس که مرا

چون روح نسیم زود فهمید تویی

در مشرق عشق دشت خورشید تویی

در باغ نگاه یاس امید تویی

در بین هزار پونه آن کس که مرا

چون روح نسیم زود فهمید تویی

در مشرق عشق دشت خورشید تویی

در باغ نگاه یاس امید تویی

در بین هزار پونه آن کس که مرا

چون روح نسیم زود فهمید تویی

در مشرق عشق دشت خورشید تویی

در باغ نگاه یاس امید تویی

در بین هزار پونه آن کس که مرا

چون روح نسیم زود فهمید تویی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 16:42  توسط سامان  |